baghbany87

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند و دست منبسط نور،روی شانه ی آن هاست

ﺁﻫﻨﮕﺮﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺟﻮﺍﻧﯽ ﭘﺮ ﺷﺮ ﻭ ﺷﻮﺭ، ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ ﻭﻗﻒ ﺧﺪﺍ ﮐﻨﺪ. ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﺎ ﻋﻼ‌ﻗﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﺮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﭘﺮﻫﯿﺰﮔﺎﺭﯼ، ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ، ﺣﺘﯽ ﻣﺸﮑﻼ‌ﺗﺶ ﻣﺪﺍﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﺪ! ﺭﻭﺯﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﻧﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻃﻼ‌ﻉ ﺍﺯ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺩﺷﻮﺍﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: “ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻋﺠﯿﺐ ﺍﺳﺖ! ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻣﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺳﯽ ﺑﺸﻮﯼ، ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺑﺪﺗﺮ ﺷﺪﻩ. ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﯾﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼ‌ﺷﻬﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ، ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﻬﺘﺮ ﻧﺸﺪﻩ!” ﺁﻫﻨﮕﺮ ﺑﻼ‌ﻓﺎﺻﻠﻪ ﭘﺎﺳﺦ ﻧﺪﺍﺩ. ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﻓﮑﺮ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻭ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ! ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺳﺆﺍﻝ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ، ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﯾﺎﻓﺖ. ﺍﯾﻦ ﭘﺎﺳﺦ ﺁﻫﻨﮕﺮ ﺑﻮﺩ: ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﮔﺎﻩ، ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﺧﺎﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﺑﺴﺎﺯﻡ. ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﭼﻪ ﻃﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﻢ؟ ﺍﻭﻝ ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺟﻬﻨﻢ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﻣﯿﺪﻫﻢ ﺗﺎ ﺳﺮﺥ ﺷﻮﺩ. ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺑﯽ ﺭﺣﻤﯽ، ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺗﺮﯾﻦ ﭘﺘﮏ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﻡ ﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﺷﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻢ. ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻇﺮﻑ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺑﻄﻮﺭﯾﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﮔﺎﻩ ﺭﺍ ﺑﺨﺎﺭ ﻓﺮﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺩﻣﺎ، ﻧﺎﻟﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ. ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﺎﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ، ﺑﺎﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮﻡ ﺩﺳﺖ ﺑﯿﺎﺑﻢ… ﺁﻫﻨﮕﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ. ﺳﭙﺲ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﮔﺎﻫﯽ ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎﺏ ﺍﯾﻦ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ. ﺣﺮﺍﺭﺕ، ﺿﺮﺑﺎﺕ ﭘﺘﮏ ﻭ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﺮﮎ ﺧﻮﺭﺩﻧﺶ ﻣﯿﺸﻮﺩ. ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﻮﻻ‌ﺩ ﻫﺮﮔﺰ ﺷﻤﺸﯿﺮ ﻣﻨﺎﺳﺒﯽ ﺩﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ ﻟﺬﺍ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ. ﺁﻫﻨﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩ: ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﺗﺶ ﺭﻧﺞ ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ. ﺿﺮﺑﺎﺕ ﭘﺘﮑﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻦ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻩ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺳﺮﻣﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻓﻮﻻ‌ﺩﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪﻥ ﺭﻧﺞ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ: “ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ، ﺍﺯ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺳﺖ ﻧﮑﺶ، ﺗﺎ ﺷﮑﻠﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ، ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﮕﯿﺮﻡ… ﺑﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﭘﺴﻨﺪﯼ، ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ،ﻫﺮ ﻣﺪﺕ ﮐﻪ ﻻ‌ﺯﻡ ﺍﺳﺖ، ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ… ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﻓﻮﻻ‌ﺩﻫﺎﯼ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪﻩ ﭘﺮﺗﺎﺏ ﻧﮑﻦ ...!
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 23:23 توسط خانم نوایی لقب|

روحاني راه مسجد را گم کرده بود .
از کودکی خردسال پرسید :
فرزندم !
مسجد این محل کجاست ؟
کودک گفت: آخر همین خیابان ،
به طرف چپ بپیچید ،
آن جا گنبد مسجد را خواهی دید .
روحاني گفت: آفرین فرزند!
من هم اکنون در آنجا سخنرانی دارم ،
تو میخواهی به سخنانم گوش دهی ؟
کودک پرسید :درباره چه چیزی
صحبت میکنی ،حاج آقا !؟
روحاني گفت: می خواهم راه
بهشت را به مردم نشان دهم .
کودک خندید و گفت:
تو راه مسجد را بلد نیستی
می خواهی راه بهشت را به مردم نشان بدهی!!!

نوشته شده در یکشنبه پنجم مرداد 1393ساعت 10:59 توسط خانم نوایی لقب|

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 11:31 توسط خانم نوایی لقب|

 

  مستی نه از پیاله نه از خم شروع شد

از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه
آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت
آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد


وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت
بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک
دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا
از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار
تا گفتم السلام علیکم ... شروع شد

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم تیر 1393ساعت 9:39 توسط خانم نوایی لقب|

 

امیدوارم خداوند در این ماه عزیز، بهترین سرنوشت رو براتون بنویسه....

 

نوشته شده در دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 9:8 توسط خانم نوایی لقب|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393ساعت 8:28 توسط خانم نوایی لقب|

سلام ...چن روز پیش خانم زینب حیدری پور (دارن ارشد باغبانی اهواز میخونن) بهم زنگ زدن و گفتن استادشون یه درختچه از یه قاره دیگه اوردن و میخان یه اسم فارسی براش انتخاب کنن... استادبه خانم حیدری پور پیشنهاد داده بودن که ایشون درختچه رو نامگذاری کنن.. ولی چون اسمشون تقدس دینی داشت براشون سخت بود.  به من پیشنهاد دادن...خلاصه این سعادت نصیب من شد و  ...باهمفکری خودشون " مانالیان "رو پیشنهاد دادم.... یعنی بوشهر ماندگار و جاویدان.... 

استان پرستی رو حال کردین؟؟؟؟؟

 

گونه گیاهی«مانا لیان»با نام علمی Cantuabuxifolia( البته دو گونه دیگر از این جنس با اسامی گونهC.Tricolorو C.cuzooensisهم وجود دارد) ونام عمومیMagic flower  (گل سحر آمیز)یا  Sacred  flower of the incas(گل مقدس از اینکاها) از خانوادهPolemouiaceaeدرختچه ای است کوچک ، جذاب ، دلربا و شیفته ساز، همیشه سبز با شاخه های خمیده و ظریف ولطیف و نازک، به ارتفاع 1/2 تا 1/8که گاهی تا ٣متر هم رشد می کند . دارای گستردگی 1/5تا 2/5متر،برگها به طول 2/5تا۵سانتیمترتقریباً نیزه ای شکل ،نرم و لطیف ، پرمو،نیمه سبز،گل ملی کشور پرو،همچنین یک یا دو گل ملی کشور بولیوی (این گونه دارای گلبرگهای قرمز،لوله گل زرد وکاسبرگ سبز می باشد رنگهایی که در پرچم این کشور نمایان شده است) بومی جزایر دریاچه «تیتیکاکا » بزرگترین دریاچه آمریکای جنوبی واقع در مرز کشور پرو و بولیوی افسانه های زیادی در بین مردم بومی منطقه ( قبایل سرخپوست اینکا ) درباره علل بوجود آمدن این درخت وجود دارد .دارای شاخ و برگ سبز بسیار روشن است و از سرعت رشد نسبتاً زیادی برخوردار است .این گیاه تا٢٠درجه فارانهایت را تحمل می کند.  این درخت چه پوشیده از گلهای قرمز، زرشکی وصورتی ، لوله گل به طول۶تا ٧سانتیمتر، شیپوری شکل با دانه های گرده به رنگ آبی روشن در پرچم ها، خیره کننده و شگفت انگیز که بصورت خوشه های دوازده تایی یا بیشتر نمایان می شوند. گل اوایل تابستان تا اواخر پاییز ادامه دارد. البته واریته های به رنگهای زرد،سفیدهم دیده میشود.مکانهای آفتابی تا نیمه سایه را می طلبد . خواهان خاکهای غنی وحاصلخیز با رطوبت کافی و زه کشی مناسب می باشد.  می خواستم این گیاه را به افتخار سرکار خانم مهندس «زینب حیدری پور »دانشجوی کارشناسی ارشد دانشکده کشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز که در فراگیری و ترویج علوم باغبانی کوشا هستند نامگذاری کنم . ازآنجایی که نام ایشان جنبه تقدس دینی دارد به او پیشنهاد دادم که یک نام برای گیاه انتخاب نمایند و ایشان نام « مانا لیان » را برگزیدن که معنی آن بشرح زیر می باشد . « لیان » نام قدیم بوشهر است و به معنی شهر آفتاب « مانا » به معنی همیشه ماندگار که در مجموع ( بوشهر همیشه ماندگار ) اتفاقاً چه اسم با مسمایی که حاکی از ذوق و قریحه خانم مهندس دارد... 

 

نوشته شده در جمعه نهم خرداد 1393ساعت 10:33 توسط خانم نوایی لقب|

امروزم اومدم وبلاگ و بازم

 

 

 

دلم گرفت... 

نوشته شده در جمعه نهم خرداد 1393ساعت 10:20 توسط خانم نوایی لقب|

با پدرم جدول حل میکردم.گفتم نوشته دوست، عشق، محبت و چهار حرفیه...

                                اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف

یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا

با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه

گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد …

… تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی …

اینجا نوشته چهار حرفی، ولی تو که حرف نداری …


نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 8:47 توسط خانم نوایی لقب|

سلام دوستان...


اینم سیده فاطمه خانم گل گلاب...

دخترگل خانم سیده هاشمی...

الان باید 5 یا 6 ماهش باشه ..

انشاالله که خدا عمر پربرکتی بهش عطا کنه و مایه ی خیر و برکت برای بابا و مامانش باشه



نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 9:13 توسط خانم نوایی لقب|


مطالب پيشين
» 
» راه بهشت
» من از تو میخواهم خودت را.....
» خدایا...
» قدم نو رسیده مبارک...
»  یه کوچولو بش فکر کنین.....
» درختچه مانالیان
» 
» اینجا هم سکوت باید کرد
» .................
Design By : Pars Skin