با اجازه خواستم يه خاطره يا شايد يه اتفاق رو بازگو كنم.البته اجازشو از نقش اولش گرفتم.
اگه يادتون باشه، مسئول برگزاري و تداركات كلاس كارآفريني، آقاي مرادي بودن. من و خانم شادماني هم طبق معمول دقيقه90 ثبت نام كرديم. صبح روز امتحان ( اواخر اسفند 90) جلسه ي آخربود.از قضا خودكار بنده تموم كرد.ناچارا از تو كمدم يه خودكار يادگاري كه خيلي هم دوسش داشتم رو برداشتم كه مثلا جزوه بنويسم. راستش عذاب آور ترين بخش كلاس، بخش پخش كيك و آبميوه بود.چون هميشه با جدا كردن ني سانديس مشكل داشتم ، بويژه كه سر رديف بودم و بايد برا خانم شادماني و بقيه هم جدا مي كردم. اون لحظه بود كه حس مي كردم آقاي مرادي از دستم كفري هستن و نزديكه كه كارتن آبميوه رو رو سرم فرود بيارن.
قبل از پخش اغذيه، خودكار خوب من افتاد كف كلاس يعني دقيقا بين رديف خانما و آقايون. بعد از ميل اغذيه ، رفتم آب بخورم برگشتم ديدم اي دل غافل، خودكارم نيست. از خانم شادماني پرسيدم.. گفت : نه من بر نداشتم...
نميدونم چرا؟ ولي به خانم شادماني گفتم آقاي مرادي برداشتن (آقاي مرادي ببخشين منو) البته خنده هاي ايشون پشت سر ما مسبب اين حدس بود. بعد از كلاس از مجموعه كلاسا مي رفتيم بيرون كه اقاي مرادي از گوشه ي در وارد مجموعه كلاسا مي شدن و من خودكار رو تو دست ايشون ديدم... راستش حرصم گرفته بود ولي كاري از دستم بر نميومد...رفتم بوفه خودكار خريدم.......
عصر كلاس جمع بندي بود و كلاس شلوغ.اقاي مرادي هيچوقت جزوه نمي نوشتن با كمال حيرت شروع كرده بودن به جزوه نوشتن و نكته برداري.دل دل كردم برم خودكارمو ازشون بگيرم ولي... همش حس ميكردم از سر لج دارن باهاش مي نويسن..
از كنارمون رد ميشدن همچين صداشو در مي آوردن و باهاش ور مي رفتن كه فكر مي كردم دارن تلافي يه كاري رو سرم در ميارن.باري به هر جهت ، عصر شد و جلسه ي امتحان..
اقاي مرادي مراقب جلسه بودن، ديدم خودكارم سر جيبشونه.اصلا نفهميدم امتحانم چي شد؟ هي رد مي شدن حال من گرفته مي شد. جوري تنظيم كردم كه برگه امتحانمو بدم خودشون و بگم ببخشيد: خودكار قرمزه مال خودتونه؟؟برگه رو دادم ولي بازم نشد بگم...
قيد خودكارو زدم تا اينكه يه روز خانم خورشيدي خودكارو همراه جزوه اي كه پيش آقاي برون بود واسم آوردن..
من موندم و2تا سؤال
1.اقاي مرادي چطوري خودكارو برداشتن؟
2.خودكار من دست خانم خورشيدي چيكار ميكرد؟
بازم از آقاي مرادي عذر ميخوام.........................................................................................................