تقدیم به مهندس اسدی

سلام  محمد جان

یه مدت قبل یه سوال خیلی علمی پرسیدی که بخش خاکستری مغز خودم و صادق طاهری نتونست جوابش بده.متاسفانه بیوتکنولوژی سیستماتیک و گیاهشناسی و ... توش زیاد نداره

مث همه رشته های کشاورزی اگر بخوای موفق باشی باید سیستماتیک و گیاهشناسیت خوب باشه ولی واحدی به این نام نداریم.

و دانشگاه کرمانشاه هم اغلب رشته های کشاورزی رو داره الا گل سر سبدشون یعنی باغبانی!

خودم کسی رو نداشتم ازش بپرسم ولی به صادق که گفتم اون پرسید ولی جواب نگرفت.

خیلی ببخشید.

دوستان اگه اسم این گیاهو بلد هستن بگن.

معذرت قاسم جون !!

سلام دوستان

یادتون هست یه بار گفتم کره ای ها اومدن تو ایران باختن بعد رفتن آشغالهای خودشون رو جمع کردن؟؟

این بازی دوم حسابی از خجالتمون در اومدن و کلی بطری آب معدنی کره ای بهمون هدیه دادن!!

به قول شاعر:

وقت خشم و وقت شهوت مرد کو

طالب مرد چنینم کو به کو!!

یادت بخیر رستم جون !! وقتی میخواستی با دیو سپید پای در بند بجنگی ،که دست آخر هم باختی و دیو انداختت(به قول برازجونیا پرخت کرد!!) تو دریا ،دیو رو بیدار کردی بعد باهاش جنگیدی.

باخت هم فدای سرت ،اخلاق رو دقیقه نود هم فراوموش نمیکردی. این چشم بادومی های پیشرفته ی نهمین اقتصاد دنیا تا شونصد هزار سال دیگه شاید هزارتا پارک کی مون رییس سازمان ملل و کیم وو چونگ رییس بنیاد دوو داشته باشن بشن و  چهارمین تیم جام جهانی ولی یه فروند تختی مارو ندارن.همین علی دارز خودمون!! هم که با سر شکسته 4 تا بهشون زد رو هم ندارن!!

به امید آینده ای که از آن ما هم باشد.

به امید روزی که جوونای ما حسرت مرغ همسایه رو نخورن

بابا  مرغ خودمون هم کیلویی 4300 شده!!

به قول اخوان

کو کدامین جبه ی زربف رنگین میشناسی تو

کز مرقع پوستین کهنه من پاک تر باشد؟

با کدامین خلعتش آیا بدل سازم که نه در سودا ضرر باشد؟

به امید روزی که ملت عوض سیبیل نیچه ای سیبیل اخوانی بزارن!!

اسلام علیک یا برزیل !!

سلام دوستان

صعود تیم ملی مون رو به جام جهانی و در عین حال کم کردن روی جناب چو مربی (بوووووق) کره رو به همه ی ایرانیان عزیز ،الالخصوص بوفه نشینان مظلوم 87 تبریک میگم

سیاست گودبای !!

با سلام دوستان ،بابت جو خاص یه مدت قبل از دوستانی که از اون فضا خوششون نمی آمد معذرت میخواهم.

به هر حال حس کردم وظیفه منطقی بود.

میثم جان امیدوارم وقتی آقای روحانی 8 سالش تموم شد وقتی رفت دانشگاه امیر کبیر مث سال 84 دانشجوهاا هووش نکنن .امیدوارم واقعا باعث پیشرفت مملکت بیشن آخه تو این 8 سال خودمون لیسانس شعار گرفتیم دوست ندارم ایشون هم مدرک دکترای شعار بهمون بدن!!


روحانی:آقای قالیباف! می خواستید به دانشجویان حمله گاز انبری کنید

مناظره مربوط به سیاست خارجی :

یه اتفاق جالب افتاد :آقای روحانی یه حرفی زدن به اقای قالیباف ،که این حرف رو شما زدید ، بعد در ادامه ی حرفاشون متوجه شدیم که حس زدن نیت آقای قالیباف این بوده !

قالیباف خطاب به روحانی : خاطرم هست سال هشتاد و دو که بنده فرمانده نیروی انتظامی بودم و شما دبیر امنیت ملی بعد از هجده تیر که هر سال به مناسبت سالگرد آن دانشجویان داخل و بیرون مراسمی می گذاشتند در جلسه ای به شما آقای روحانی گفتم اجازه بدهید دفتر تحکیم وحدت مراسم بگیرد اما شما جناب روحانی گفتید: بابا دنبال دردسری؟ ول کن. چه مجوزی؟ بنده اصرار داشتم دانشجو باید حرف خودش را بزند اما در چارچوب قانون.

وی خطاب به روحانی گفت: یک بحث اینجاست وقتی خودمان در مسئولیت هستیم هم همین نگاه را داریم یا خیر؟

در شورای امنیت کشور در وزارت کشور در سال هشتاد و دو اگر خاطرتان باشد در حوادث طرشت و علامه نیروی انتظامی جلوی لباس شخصی ها ایستاد و بنده در آن جلسه معتقد بودم افراد پشت صحنه برخی اعضا هستند نه دانشجویان و وقتی مجوز ورود را بنده گرفتم چون می دانستم برخی اعضای این جلسه پشت قضیه هستند همانجا گفتم دیگر اتفاقی نمی افتد.

وی با یاد آوری تقطیع سخنانش در بی بی سی و صدای آمریکا گفت: من از حق دفاع کردم و برخی در مجلس ششم خود باعث نا ارامی ها بودند. اگر دم از آزادی و اقوام می زنیم باید در زمان قدرت نیز چنین عمل کنیم

پاسخ روحانی : آقای قالیباف خیلی دلم نمی خواست بگویم اما شما مرا ناچار کردید، آنجا بحث این بود که شما می گفتید دانشجویان بیایند تا ما گاز انبری برنامه داریم تا کار را تمام کنیم.

وی افزود: ما می گفتیم راه این نیست که مجوز بدهیم بعد گاز انبری آنها را دستگیر کنیم، راه این است که از ابتدا به آنها بگوییم یا مجوز نیست یا اگر هست بیایند کار خودشان را انجام دهند، تظاهرات کنند و مبدأ و انتها نیز معلوم باشد.

روحانی گفت: از این بالاتر من راجع به چند کلانتری تهران به شما گزارش دادم و گفتم وضع این طور است، شما چه جوابی به من دادید؟

وی افزود: من نمی خواهم دیگر اینجا بازگو کنم، شما به من گفتید کل افراد سالم من این تعداد هستند، عددش نیز کاملاً در ذهن من هست؛ شما برنگردید به بحث های آن زمان، ما حرف برای گفتن، بسیار داریم، این سینه پر است از مسائل فراوان اما اینجا جای بازگو کردنش نیست.

این نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری خطاب به قالیباف تأکید کرد: بگذارید رقابت، سالم، درست و دقیق باشد

قالیباف گفت: در رابطه با آزادی چه برای دانشجویان و یا گروه ها و یا اقوام باید یکنواخت باشد و هیچگاه اظهار نکردم که دیدگاه شما نسبت به اقوام اینگونه است.

نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری افزود: اما واقعیت این است که به هر حال امروز اقوام و مذاهب مختلف براساس قانون اساسی و در حوزه امنیت ملی حقوقشان آنطور که در قانون تعریف شده تاکنون تحقق پیدا نکرده است،‌ آیا شما می پذیرید؟ شما دبیر شورای عالی امنیت ملی بودید و می توانستید در حوزه سیاسی امنیتی ایفای نقش کنید و مردم این توقع را از شما داشتند.

روحانی در پاسخ گفت: مگر ما نکردیم ما مصوبه گذراندیم و آقای جلیلی نیز می داند ما برای احقاق حقوق اقوام مصوبه گذراندیم.

قالیباف ادامه داد: در رابطه با دانشجویان نیز در جلسه قبل آقای عارف به خاطر دارند زیرا خودشان اشاره کردند.

وی افزود: بهترین رابطه و ارتباط بین پلیس و دانشجو در زمان تصدی مسئولیت بنده بود یک نمونه شما بگویید که پلیس آن موردی که شما آن را گازانبری می نامید انجام داده باشند.

قالیباف گفت: خود دولت اصلاحات این را تایید می کند و بنده در مقابل لباس شخصی ها شما مطلع هستید که ایستادم و بهای آن را نیز پرداخت کردم.

وی افزود: حرف من این است که جناب آقای روحانی در یک جلسه که اسناد آن روشن و مشخص است که بنده گفته ام به دفتر تحکیم وحدت اجازه بدهیم طبق قانون احزاب اجازه تجمع داشته باشند.

روحانی پاسخ داد: هنگامی که شما این مطلب را مطرح کردید بنده چه پاسخی دادم.

قالیباف گفت: شما پاسخ دادید که قالیباف دنبال دردسری؟ ول کنید اینها دو روز می آیند و می روند.

روحانی گفت: آیا من این موضوع را مطرح کردم سندش کجاست؟ من همان مطلبی را گفتم که قبلا نیز به آن اشاره کردم؛ گفتم اگر می خواهید اینها را بیاورید در خیابان سپس آنها را گازانبری محاصره کنید برایشان پرونده بسازید این کار را انجام ندهید اگر هم می خواهید آزاد بگذارید آزاد بگذارید.

قالیباف گفت: آقای روحانی اگر نیت خوانی بلدید به خودتان مربوط است.

روحانی پاسخ داد: من نیت خوانی بلد نیستم.

قالیباف گفت: بنده نمی خواهم اسم نماینده دفتر تحکیم وحدت را ببرم پس از آن جلسه ای که با اصرار بنده موافقت صورت گرفت به نماینده این دفتر عرض کردم که قانون احزاب به شما اجازه می دهد محل تجمع، سخنران و موضوع را اعلام کنید امنیتش را ما برقرار می کنیم اما بعد از آن دیگر تحکیم وحدت نیامد این کار را انجام دهد.

وی افزود: من شما را به عنوان یک فرد معتدل می شناسم.

قالیباف در پاسخ به انتقاد دکتر روحانی گفت: من شما را به عنوان یک شخص معتدل و کسی که نگاه بازی دارد می شناسم اما در عین حال اینکه شما می گویید نگاه پادگانی دارم باید بگویم من به اینکه سرباز کوچک این کشور بوده ام افتخار می کنم.

وی ادامه داد: چرا در کوی دانشگاه تهران آن اتفاق افتاد اما در طرشت اتفاقی نیفتاد به خاطر این بود که پلیس در آن جا از طرف لباس شخصی ها و طرف مقابل آنها کتک خورد و ما گاز انبری عمل نکردیم.

متلک سایت تابناک به آقای جلیلی

«جمهوری اسلامی آنقدر رشادت دارد که موضوع مذاکرات هسته‌ای را - که قاعدتا در همه جای دنیا پشت درهای بسته حل و فصل می‌شود - در قالب یک مناظره روی آنتن تلویزیون ببرد و در سراسر جهان با علاقه و رغبت دیده شود.»

در ادامه مطلب «دیپلماسی یعنی پوشیدن
پیراهنی که دگمه بیخ حلقش بسته باشد؟» به قلم محمد مهاجری عضو شورای سردبیری خبرآنلاین که در این سایت انتشار یافته، آمده است: «این رشادت تا آنجا پیش می‌رود که مدیران ارشد کشور به صراحت مسائل را به چالش می‌کشند و به رفتار یکدیگر نقدهای اساسی وارد می‌کنند.

در همین فرآیند است که وزن آدم‌های سیاسی معلوم می‌شود و عیار شعارهای چشم پرکن مشخص می‌گردد.

در فرآیند همین مناظره‌هاست که "دیپلماسی هوشمندانه و نخبگی" فاصله‌اش را با "دیپلماسی مبتدی" به رخ می‌کشد.

در همین فرآیند است که معلوم می‌شود دیپلماتی که حتی پی نوشت مقامات عالی نظام را در تلویزیون جار می‌زند با دیپلماتی که برای گفتن هر حرفش ده بار آن را مزه مزه می‌کند چقدر فرق دارد.

در همین فرآیند است که دیپلماسی‌ای که حداکثر نتیجه درخشانش، اعلام کشور بعدی محل مذاکره است، در برابر دیپلماسی‌های موفق کشورمان، بی رنگ و لعاب ظاهر می‌شود.

در همین فرآیند است که معلوم می‌شود دیپلمات شدن فقط به پوشیدن پیراهن یقه مخصوص و بستن دگمه بیخ حلق و لبخند زدن جلوی دوربین نیست.

در همین فرآیند است که معلوم می‌شود چه کسانی می‌دانند میز مذاکره جای اره دادن و تیشه گرفتن نیست، جای با پنبه سر بریدن است! و کسانی چنین فنی را بلدند که میز مذاکره را با کلاس درس از یکدیگر تمیز دهند. آنها می‌دانند پشت میز مذاکره باید به یاد آورد آنچه ما در دانشکده خوانده‌ایم، طرف روبرو هم خوانده است. نیامده‌ایم درس پس بدهیم، آمده‌ایم حقمان را پس بگیریم اما با زبان و شیوه خودش.» 

رابرت دنیرو

از اونجایی که امتحاناتمون امسال زودتر تموم شد یه دو هفته ای وقت آزاد دارم.

بچه هایی که اینگلیسیشون خوبه اینو میتونن بخونن:

یه جمله از رابرت دنیرو بازیگر معروف غربی ،نقش آلکاپن ،راننده تاکسی و... درباره نژادپرستی در اسرائیل:

(blame یعنی مقصر دانستن)

به قول یکی از بچه های 90 شیلات ! من تخصصم سینماست!!!

یادتون هست که ؟

پاسخ مصطفی معین به یک اتهام/ مطرح کردن مسئله دانشجویان ستاره دار(محمد رضا عارف)

ه گزارش نامه، آقای محمدرضا عارف کاندیدای محترم ریاست‌جمهوری، در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهید‌بهشتی در پاسخ به این سوال یا اتهام که «دانشجویان ستاره‌دار در زمان آقای معین به وجود آمدند، پاسخ شما چیست؟» گفته‌اند: «من اگر رییس‌جمهور شوم، ستاره‌دار بودن را حذف می‌کنم، اگر آقای معین این کار را کرده اشتباه بوده است.» 

شگفتا! این همان اتهامی است که برای اولین‌بار آقای احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی خود در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 مطرح کرد و امروز هم با هر انگیزه‌ای در حال تکرار است. به نظر می‌رسد طرح مکرر اینگونه مسایل غیرواقعی، طراحی جریان‌های افراطی یا وابسته به دولت کنونی است که به صورت حساب‌شده، از نامزدهای خاص سوال می‌شود و دامی است که مقابل پای آنان می‌گسترند. 

متاسفانه در آن زمان فرصت دفاع داده نشد و بیانیه اینجانب درباره این ادعای کذب، از صدا و سیما پخش نشد؛ هرچند در برخی از روزنامه‌ها انعکاس یافت.  آقای عارف در سال‌های 1368 تا 1372 سمت‌های معاون آموزشی و مشاور اینجانب را در وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی داشتند و با دیدگاه‌های بنده در دفاع از حقوق دانشجویان و نهاد دانشگاه به‌خوبی آشنا هستند. از قضا رییس محترم ستاد انتخاباتی ایشان نیز که در سال‌های 1376 تا 1382 معاون آموزشی وزارت علوم بودند، در تدوین بیانیه و تکذیبیه فوق مشارکت داشتند. 

به نظر می‌رسد صداقت و شفافیت در پاسخگویی‌ها، به‌حق و انصاف و اخلاق و معیارهای اصلاح‌طلبی نزدیک‌تر باشد؛ ضمن آنکه «تجاهل‌العارف» نیز در شرایط نابسامان کنونی راه به جایی نخواهد برد.  در پایان به‌منظور تنویر افکار‌عمومی و نیز روشن شدن اصل مساله برای نامزدهای محترم، پاسخی را که در سال 1388 پس از مناظره تلویزیونی آقایان احمدی‌نژاد و موسوی در این خصوص به صدا و سیما فرستادم و هیچ‌گاه فرصت پخش آن داده نشد، می‌آورم: 

fسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 
ریاست محترم صدا‌و‌سیمای جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای مهندس ضرغامی
 با سلام و احترام
در ارتباط با طرح مسایل خلاف واقع در موضوع دانشجویان ستاره‌دار از سوی آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد کاندیدای محترم دوره دهم ریاست‌جمهوری در مناظره تلویزیونی مورخ 13/3/1388 و نسبت دادن آن به دوره مسوولیت اینجانب در دولت اصلاحات، توضیحاتی به شرح زیر برای روشن شدن افکار عمومی اعلام می‌شود. خواهشمند است دستور فرمایید در زمان برگزاری مناظره کاندیداهای ریاست‌جمهوری به اطلاع عموم رسانده شود. 

1- بر اساس روال معمول در اعلام نتایج آزمون کارشناسی‌ارشد توسط سازمان سنجش آموزش کشور، پرونده تعداد معدودی از پذیرفته‌شدگان آزمون (در حدود 10 تا 15 نفر) به دلایل نقص مدارک آموزشی یا شبهه مسایل اخلاقی و انضباطی، مورد بررسی مجدد قرار می‌گرفت که عمدتا نیز پس از رفع نقایص، اشکالات فوق بر‌طرف می‌گردید. از این‌رو به دلیل محدود بودن تعداد و رفع موانع به طور معمول و علیرغم وجود فضای باز سیاسی، هیچ‌گاه این موضوع به یک معضل دانشجویی و اجتماعی تبدیل نشد. 

2- با کمال تاسف روال متعارف مذکور در فوق، از همان ابتدای دولت نهم با عنوان جنجالی ستاره‌دار شدن به یک پدیده گسترده سیاسی برای برخورد با دانشجویان فعال سیاسی تبدیل شد. به‌نحوی که بیش از هزار‌نفر از پذیرفته‌شدگان آزمون کارشناسی‌ارشد سال 1385 مشمول عنوان ستاره‌دار و عمدتا دچار مشکل در ادامه تحصیل شدند. علیرغم پیگیری‌های متعدد و مراجعه به مراجع ذی‌صلاح و عدم حصول نتیجه، دامنه اعتراضات دانشجویی گسترش و ادامه یافت. بنابر این متذکر می‌شود که پدیده دانشجویان ستاره‌دار و خسارات ناشی از آن در حوزه آموزش‌عالی و جامعه، اختصاص به دولت نهم داشته و هیچ‌گونه ارتباطی با دوران مسوولیت اینجانب در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و دولت اصلاحات نداشته است.

دکتر ولایتی:

 وی معتقد است تحریم ها باعث فشارهای تورمی شده است و اعلام کرده است برنامه ای دارد که می تواند طی 100 روز مشکلات اقتصادی را برطرف کرده فشار تورمی را مهار کند. عدد 100 ما را یاد عدد 50 مهدی کروبی در سال 1384 انداخت که موفق شد با شعار 50 هزار تومان رای نسبتا بالایی کسب کند و در جایگاه سوم در بین 7 کاندیدا قرار گیرد. حالا پیر دیپلمات شعار 100 روز تا ثبات اقتصادی سر می‌دهد. ولایتی می گوید: " این گرانی، تورم روز افزون این باید کنترل بشود اینکه ما بتوانیم پول خودمان را آزاد بکنیم این باید از قید خزانه های خارجی ، ایران پول دارد اما در خارج از کشور است و ما با یک دیپلماسی فعال می توانیم برگردانیم و عملا ارزش پول ملی را نگذاریم این‌قدر کاهش پیدا بکند".

منبع تبیان

نظرسنجی

سلام دوستان

اگر اجازه بدید یه انتخابات همینطوری تو کلاسی بکنیم  در ضمن هر نکته منفی از کاندیدا ها دیدم میزنم تو وبلاگ! چون خوبی هاشون رو خودشون میگن!!

اول آقای سعید جلیلی

چهره مشهوری که در اولین همایش تبلیغاتی سعید جلیلی حضور پیدا کرد محمدحسینی وزیر ارشاد دولت نهم بود. حضور او به عنوان یک چهره دولتی در همایش سعید جلیلی تنه به تنه حضوری می زد که محمود احمدی نژاد در آخرین روز ثبت نام نامزدها، در وزارت کشور به ثبت رسانده بود. اگر احمدی نژاد آن روز گفته بود که مرخصی گرفته است، سید محمد حسینی نیز در واکنش به این انتقادها که یک مقام دولتی است و در همایش یکی از نامزدها حضور پیدا کرده است گفته بود آن همایش روز جمعه و در یک روز تعطیل برگزار شده و آن روز را وزیر نبوده است!! 

منبع سایت تبیان.

این یعنی ایشون هم در رعایت نکردن قانون و احیانا دور زدن اون از .... هیچ کم نیستن

دزدیدن اجزای بدن زنان در اتاق پرو!

به گزارش بولتن به نقل از وفا ، این قضیه در مشهد اتفاق افتاده و احتمال داره در شهرهای بزرگ دیگه هم باشه که بی خبریم.

 
آقا به همراه خانومش با اتومبیل پراید به این خیابون برای خرید میرن. آقا برای کاری از ماشین پیاده میشه و به خانومش میگه تو مانتو فروشی ها چرخی بزنه تا اگه مورد دلخواهش پیدا شد به آقا تک زنگ بزنه تا بیاد ببینه اما بعد از تمام شدن کار آقا .
خبری ازخانم نمیشه آقا نگران میشه و دنبالش میگرده . یکی دو ساعت طول میکشه و بسیار نگران به ۱۱۰ اطلاع میده و میگه خانوم من اینجا گم شده و موبایلشم جواب نمیده پلیس به این منطقه میرن و میگردن و خیابونا رو هم میبندن اما به نتیجه نمیرسن . بعد دو ساعتی گشتن به یکی از مغازه ها مشکوک میشن . داخلش میرن و میبینن همه چیز عادیه و فروشنده ها هم دو تا خانم هستند.
 
سربازا مشغول گشتن میشن که ناگهان یکی از سربازا در اتاق پرو باز میکنه میبینه چیزی توش نیست اما وقتی پاشو داخل اتاقک میزاره احساس غیر عادی زیر پاش میکنه و میبینه روزنه نور کوچیکی ازش پیداست .
 
دوباره همون فروشگاه رو با دقت بیشتری میگردن تا میبینن ه دکمه زیر میز فروشندست . دکمه رو فشارش میدن میبینن بله !! کف اتاق پرو به صورت آسانسوری میره پایین و اینکه کجا میره؟
 
پایین (زیر زمین ) مجهز بودهه به تشکیلات پزشکی و …. دکتر و .. که بعد از بیهوشی قربانیان (عموما زنان تنهاو ساده لوح) اقدام به خارج کردن کلیه اونها میکردن!
 
تمام ماجرا در ضمیمه تپش روزنامه جام جم امده شاید شماها شنیده باشین اما اگه کسی نشنیده براش تعریف کنید و هیچ وقت تو اینجور جاها تنها نرید.
منبع مطلب رو نوشتم ،اگر دوستان از صحت این خبر اطلاع بیشتری دارن بگن چون خیلی عجیب بود

به نقل از افکار نیوز

خانواده وحیدی به رغم مشکلات شدید می‌گویند به نظام ایران و رهبر آن، آیت‌الله خامنه‌ای وفادار خواهند ماند.
گزارش واشنگتن پست از خانواده فقیر جنوب تهران: آنها به رهبرشان وفادار خواهند ماند
گروه بین الملل: واشنگتن پست می نوسید: در خیابان‌های باریک جنوب شهر تهران خانواده‌ها زندگی سختی را می‌گذارنند. این محله‌های بطور سنتی پایگاه حمایت از جمهوری اسلامی ایران و انقلاب سال ۵۷ بوده است. خانواده‌هایی که در این محله‌های شلوغ زندگی می‌کنند ده‌ها هزار جوان خود را روانه جنگ ۸ ساله با عراق کردند و طبقه کارگر آن با حمایت‌های خود به پیروزی محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴ کمک کردند.

به گزارش افکارنیوز، اما کیفیت زندگی برای چنین خانواده‌هایی پایین آمده است. نمونه‌ای از این خانواده‌ها، خانواده وحیدی است. سه نسلی که در یک ساختمان محقر زندگی می‌کنند و نمی‌توانند داروهای مادربزرگ ۸۰ ساله را تامین کنند، چرا که قیمت داروهای وارداتی ۳ برابر شده است. محبوبه وحیدی ۴۵ ساله که مادر چهار فرزند است می‌گوید: "ما رهبرمان را دوست داریم. فقط امیدواریم رئیس‌جمهور بهتری سر کار بیاید."

مشکلات اقتصادی ریشه در  سوء مدیریت کشور در ثروت نفتی‌ دارد. 

وحیدی‌ها در این‌که نمی‌دانند مقصر کیست تنها نیستند. ساکنان می‌گویند، تورم، بیکاری و ناپدید شدن بسیاری از برنامه‌هایی که دولت قرار بود برای آنها سرمایه‌گذاری کند، این محله‌ها را به وضعیت بدی کشانده است.

معصومه خواهر کوچکتر خانواده می‌‌گوید: "ما از اول خانواده فقیری بودیم و با مشکلات خودمان کنار می‌آمدیم. اما مشکلات حالا خیلی بدتر شده. قبلا امن‌تر بود. حالا تعداد معتادها خیلی زیاد شده. شب‌ها می‌ترسیم در کوچه‌های تاریک راه برویم."

هر سه دختر خانواده ازدواج کرده و بچه دارند. همسران دو خواهر از یک خانواده هستند و در رستوران خانوادگی خود کار می‌کنند و همسر خواهر سوم جانباز جنگ و مستخدم بیمارستان محل است. اما آینده اقتصاد این خانواده نامعلوم است. 

محبوبه همسر جانباز می‌گوید: "تمام کوچه‌های این محله به نام جوان‌هایی است که در جنگ کشته شده‌اند."

در دوران احمدی‌نژاد دولت برنامه‌های پوپولیستی زیادی را معرفی کرد. اما وحیدی‌ها می‌گویند نتیجه‌ آن توهم آنها را از وعده‌های سیاستمداران برای زندگی بهتر بیش از پیش از بین برده است.

واشنگتن پست در ادامه می نویسد: اول برنامه هدفمندی یارانه‌ها بود که طی آن یارانه‌های سنگین دولتی حذف شد و به جای آن ماهیانه به ازای هر نفر مبلغی به صورت نقدی پرداخت می‌شد. اما تورم، ارزش آن ماهیانه را به کلی از بین برد و بسیاری از اقتصاد‌دانان می‌گویند این کمک‌های نقدی خود به بالا رفتن قیمت‌ها کمک کرد.

برنامه دیگر، مسکن مهر بود که به خانواده‌های فقیر فرصت خانه‌دار شدن در حومه شهرهای بزرگ را می‌داد. هر سه خواهر خانواده وحیدی برای این خانه‌ها ثبت‌نام کرده‌ و پول پیش داده‌اند، اما شک دارند که هرگز به آن خانه‌ها نقل مکان کنند. یکی از خواهرها می‌‌گوید: "بزرگترین رویای من صاحب‌خانه شدن است، چون اجاره‌مان هر سال بالا می‌رود."


در میان نامزدهای ریاست جمهوری، ............................. حضور دارد. او در گفتگوی تلویزیونی خود تصدیق کرد که نرخ بی‌خانمانی در ماه‌های اخیر در تهران بالا رفته است و قول داد که ظرف مدت دو سال مشکلات اقتصادی ایران را حل خواهد کرد.

خانواده وحیدی به رغم مشکلات شدید می‌گویند به نظام ایران و رهبر آن، آیت‌الله خامنه‌ای وفادار خواهند ماند.

محبوبه در مورد انتخاب رئیس‌جمهور می‌گوید: "اگر می‌توانستم می‌نوشتم مهدی." او به امام دوازدهم و غایب شیعیان اشاره می‌کند که پیروانش اعتقاد دارند روزی ظهور می‌کند و در جهان عدالت را برپا خواهد کرد.

یه اتفاق

با اجازه خواستم يه خاطره يا شايد يه اتفاق رو بازگو كنم.البته اجازشو از نقش اولش گرفتم.

اگه يادتون باشه، مسئول برگزاري و تداركات كلاس كارآفريني، آقاي  مرادي بودن. من و خانم شادماني هم طبق معمول دقيقه90 ثبت نام كرديم. صبح روز امتحان ( اواخر اسفند 90) جلسه ي آخربود.از قضا خودكار بنده تموم كرد.ناچارا از تو كمدم يه خودكار يادگاري كه خيلي هم دوسش داشتم رو برداشتم  كه مثلا جزوه بنويسم. راستش عذاب آور ترين بخش كلاس، بخش پخش كيك و آبميوه بود.چون هميشه با جدا كردن ني سانديس مشكل داشتم ، بويژه كه سر رديف بودم  و بايد برا خانم شادماني و بقيه هم جدا مي كردم. اون لحظه بود كه حس مي كردم آقاي مرادي از دستم كفري هستن و نزديكه كه كارتن آبميوه رو رو سرم فرود بيارن.

قبل از پخش اغذيه، خودكار خوب من افتاد كف كلاس يعني دقيقا بين رديف خانما و آقايون. بعد از ميل اغذيه ، رفتم آب بخورم برگشتم ديدم اي دل غافل، خودكارم نيست. از خانم شادماني پرسيدم.. گفت : نه من بر نداشتم...

نميدونم چرا؟ ولي به خانم شادماني گفتم آقاي مرادي برداشتن (آقاي مرادي ببخشين منو) البته خنده هاي ايشون پشت سر ما مسبب اين حدس بود. بعد از كلاس از مجموعه كلاسا مي رفتيم بيرون كه اقاي مرادي از گوشه ي در وارد مجموعه كلاسا مي شدن و من خودكار رو تو دست ايشون ديدم... راستش حرصم گرفته بود ولي كاري از دستم بر نميومد...رفتم بوفه خودكار خريدم.......

عصر كلاس جمع بندي بود و كلاس شلوغ.اقاي مرادي هيچوقت جزوه نمي نوشتن با كمال حيرت شروع كرده بودن به جزوه نوشتن و نكته برداري.دل دل كردم برم خودكارمو ازشون بگيرم ولي... همش حس ميكردم از سر لج دارن باهاش مي نويسن..

از كنارمون رد ميشدن همچين صداشو در مي آوردن و باهاش ور مي رفتن كه  فكر مي كردم دارن تلافي يه كاري رو سرم در ميارن.باري به هر جهت ، عصر شد و جلسه ي امتحان..

اقاي مرادي مراقب جلسه بودن، ديدم خودكارم سر جيبشونه.اصلا نفهميدم امتحانم چي شد؟ هي رد مي شدن حال من گرفته مي شد. جوري تنظيم كردم كه برگه امتحانمو بدم خودشون و بگم ببخشيد: خودكار قرمزه  مال خودتونه؟؟برگه رو دادم ولي بازم نشد بگم...

قيد خودكارو زدم تا اينكه يه روز خانم خورشيدي خودكارو همراه جزوه اي كه پيش آقاي برون بود واسم آوردن..

من موندم و2تا سؤال

1.اقاي مرادي چطوري خودكارو برداشتن؟

2.خودكار من دست خانم خورشيدي چيكار ميكرد؟

بازم از آقاي مرادي عذر ميخوام......................................................................................................... 

پدر

ارسالی از مهندس صنوبری

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

 به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد ....

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

به سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

پدر مانند یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد … بیایید قدردان باشیم ...

 پدرم هر وقت میگفت "درست میشود"... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

 وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.

 پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم می توانند مرد باشند !

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد..

به سلامتی هرچی پدره . . . به یاد تمام پدرها و مادرهای عزیزمان که چشمشون به دیدن دوباره ما هاست. به یاد تمام آنها چه آنهایی که هنوز بین ما هستند و ما قدرشان را نمی دانیم و چه اونهایی که ما از دستشان داده ایم و جایشان بین ما خالی ست .

روز مرد


میلاد مولا علی (ع)، مهربونترین بابا، و روز همه ی باباها مبارک..




مرد خرافاتی در هند برای دور کردن بدی ها از خود و با نصیحت یک منجم، تصمیم گرفت با یک سگ ماده ازدواج کند.
به گزارش جذاب نیوز به نقل از روزنامه الوطن چاپ کویت، "بی سیلفاکومار" 33 ساله معتقد است به دلیل اینکه سگی را با پرتاب سنگ کشته است هم اکنون می بایست با ازدواج با سگ، شر و بدی را از خود دور کند.
مراسم ازدواج این مرد هندی در ایالت تامیل برگزار شد و سگ عروس به نام "سیلفی" لباس نارنجی بر تن کرد و تمامی آداب و رسوم ازدواج را انجام دادند.
یکی از نزدیکان داماد گفت که امیدوار است وی با این اقدام، شر و بدی را از خود دور کند.
وی ادامه داد: "سیفاکومار" قبل از کشتن یک سگ ، از لحاظ جسمی کاملا قوی بود اما هم اکنون از حرکت دادن یک پای خود هم ناتوان است

نظرتون چیه؟

بخاطر رفع مشکلات میشه اخلاق رو زیر پا گذاشت؟

به قول بزرگی ،شیطان از آدما باج میگیره ،

ما بخاطر اینکه نمره بیشتر بگیریم جزوه به کسی ندادیم!؟

به خاطر اینکه دوستمون تو انتخابات قبول بشه حاضر میشیم برا تبلیغ قانون رو زیر پا بذاریم!!