دوباره سرنوشت!!

این مطلب قدیمی هست از خانم شادمانی ،که گفتم خوبه یه مدت بذارمش مطلب اول:


کلاس كنكور، صبح درس خواندن، ظهردرس خواندن، شب درس خواندن، كنكورآزمايشي، دلهره، نگراني ،انتظار، فاميل، آبرو، آينده شغلي....

شب كنكور، بي خوابي، اضطراب ،فال حافظ، بدشانسي، كنكور، گندكاري ،انتظار،انتظار،انتظار،رتبه نجومي!

انتخاب رشته، انتظار،يك روزقبل ازجواب، اينترنت،رشته،اسم، نام پدر،شماره شناسنامه،شماره داوطلبي،كد،مهندسي كشاورزي،سرزنش،ثبت نام،بوشهر،بنداروز،مديريت،مهندس ستوده،انتخاب واحد،مجموعه كلاس ها،كلاس 1،كلاس2،كلاس،3

روزاول،گياه شناسي،مهندس عبدي،خوابگاه،غربت،تنهايي،گرسنگي،ژتون،كارت غذا،سلف سرويس،ماكاروني،كوبيده،مسموميت،دكتر

سرويس،آقاي صابرفرد،شهر،پاساژنادر،آهنگ،ايستگاه،فردوسي،شريعتي،

سال دوم،عمليات كشاورزي، بيل، بيلچه، داس، كود،خاك، افسردگي، دكترنوريزدان، درس، علف هرز، نه، كنترل علف هاي هرز، طرح آماري، غيبت،1/،2/، تاخيري، دكترمدرسي، درس اصلاح نباتات، فيزيولوژي، خوش بيان، مصرف داروشيميايي، نه، داروگياهي

دكترهدايت، درس اصول باغباني، سبزي كاري، كشت بافت، شوخ، باحال، دكترراستگو، درس گلكاري، زبان تخصصي، اصلاح وبذرگيري، جدي، علی القاعده ، نيم ساعت تاخيري به كلاس،                          

دكترحسامی، درس، ازديادنباتات، ميوه هاي معتدله، فيزيولوژي پس ازبرداشت، صاحب دانشكده، باابهت، سركلاس رفتن ،نرفتن بي اهميت، علاقه به جمعيت اقليت نشين كلاس

مهندس موسوي،عينك دودي، حساس، مچ گیر، گرفتن تقلب، پايان ترم، امتحان، استرس، پيداكردن جزوات، شب بيداري، گروه باغباني، بورد، ديدن نمرات، برق رفتن، آب رفتن، اعتراض، حق دانشجو،

 اردوشمال، دكترحسامي، عبداله، مشهد، جمكران، كرج، پارك ارم، سورتمه، سفينه ی فضایی،    جیغ، داد،فرياد، سال آخر، پروژه، قارچ، گوجه، حرا، ليليوم، كدوتلخ، محيط كشت، جشن،فارغ التحصيلی آمفي،مهندس صفرپور،دوربين مخفي،مهندس احمدي،تئاتر، مهندس برون، تنظيمات( مهندس کامپیوتر) ،حلاليت،پشت نگهباني، بالاخره عكس دسته جمعي، گريه، جدايي، فاصله، وعده ی ديدار7 / 12 /97

درآخربنداروز، بند آرزوهاي نداشته ی ما وبند ناگسستني خاطره ها شد.

 

خاطره

تا حالا پیش آمده یک اتفاق ساده که در گذشته براتون افتاده، خاطره انگیز و جذاب بشه؟

بخاطر دوستی  که در اون خاطره هست، زمان خاص آن خاطره، مثلا شب امتحان یا شب کنکور یا....روز های بعد از کنکور

قطعا برای شما هم این لحظات کم نیستن ،

مثلا مطمئن هستم آ.صفرپور اون کنسرو بادمجون شب امتحان گیاهشناسی یادش هست!

یا آ.الهی تا صبح بیرون موندن دوشب قبل امتحان سیستماتیک و گیاهان دارویی و....!!! حتما یادش هست!

یا آ.طاهری خاطرات این امتحان آخر کزایی اصلاح وبذرگیری رو که دیگه قطعا یادش هست!

یا آ.ترکی شبای ترم آخر که میومد خوابگاه......

یا همه ی بچه ها حتما تجمع دانشجو ها روبروی گروه شیلات و جلوی سالن آمفی قبل امتحان ها رو حتما یادمون هست !استرس و نگرانی و .....

خودمم اینکه یه ترم طول کشید تا بفهمم در سالن رو اگه آروم نبندم خودش آروم بسته نمیشه ! و صدای بسته شدن در فلزی سالن اعصاب همه بچه های داخل سالن رو خورد میکنه! اینم یادم نمیره!

یکم از اینکه همیشه سعی کردم تو عکس نباشم دلگیرم ولی خوبه که همه هستن جز خودم .

اینکه همه باشن جز خودمون ،بهتر از اینه که هیچکس نباشه جز خودمون....

برای همه برادر هایی که تو عکس بالا هستن آرزوی خوشحالی و شادی میکنم .

حالا که گذشته و به قولی گرد خاطرات رو این اتفاقا نشسته ،ناراحتی ها و دلخوری ها و نتیجه بد و خوب بعضی کارا و ..... هیچکدوم یادم نیست که البته شاید خیلیشون مهم باشن ، ولی یک چیز هیچ وقت یادم نمیره.....

اون صمیمیت بین خودمون بود که مونده .

در کمال تعجب انگار یه درخت کلا پوسیده ولی برگ های سبزش بیخیال همه چی سرجاشون هستن ،این خاطره های خوابگاه و دانشکده هم بیخیال فارغ التحصیلی سر جاشون موندن.

خاطراتتون همیشه سبز

متن ارسالی از خانم صابری


نمونه‌اي از «گل جسد» به تازگي در باغ گل باندونگ در غرب جاوا اندونزي روييده و با وجود بوي تعفن شديد، بازديدکنندگان زيادي دارد.گل نسبتا نادر titan arum‌ بومي منطقه سوماترا در غرب اندونزي بوده و در جنگل هاي باراني مي رويد که بدليل بوي تعفن به «گل جسد» مشهور است.اين گل بدبو داراي بلندترين گل آذين (inflorescence) است و ارتفاع گل به شش متر و طول آن نيز تا پنج متر مي‌رسد.

بوي اين گل شباهت زيادي به گوشت گنديده دارد و رنگ قرمز پايين گل نيز تداعي کننده يک تکه گوشت بزرگ است.برخلاف انسان ها که هيچ تمايلي به بو کردن «گل جسد» ندارند، بوي تعفن آن باعث جذب سوسک ها و مگس‌هاي گوشت مردارخور مي‌شود

**

خانم مهندس عبداللهی هم به سلامتی کارشون جفت و جور شد و اردبیل (

به قول خودشون کشور بیگانه ای که توش نمیشه بستنی خورد) موندگار

شدن. باز هم منتظر خبرای خوش و موفقیتتون هستیم.

اینم یه جورشه.....

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.