خنده

چرچيل(نخست وزير اسبق بريتانيا) روزي سوار تاکسي شده بود و به دفتر BBC  براي مصاحبه مي‌رفت. هنگامي که به آن جا رسيد به راننده گفت آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم. راننده گفت: “ نه آقا! من مي خواهم سريعاً به خانه بروم تا سخنراني  چرچيل را از راديو گوش دهم” .
 چرچيل از علاقه‌ي اين فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و يک 
اسکناس ده
پوندي به او داد. راننده با ديدن اسکناس گفت: “گور باباي چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اين‌جا منتظر مي‌مانم!”

مرد




مرد بودن با نر بودن خیلی فرق داره

باید مرد باشی تا بتونی تکیه گاه کسی بشی......

مــــــــــــــــــــــــــــرد

چندتا میوه عجیب غریب

دوریان

بومی اندونزی و مالزی میباشد اما در اغلب کشورهای آسیایی کشت می شود و تایلندبزرگترین صادر کننده آن است . در لغت مالیایی به معنی میوه خاردار است و آنرا شاه میوه ها می دانند .  پوست میوه سخت و خاردار است و میوه آن گوشتی و به رنگ زرد و با قرمز است . این میوه از لحاظ بزرگی و بو منحصر به فرد است.چون از نظر قد گاها ارتفاع آن به 30 سانتیمتر و از نظر وزن ،وزنی بین 1-3 کیلوگرم دارد .  از نظر بو هم وایسبزاولین باری که وارد فروشگاه های مالزی میشی فکر میکنی که همه کفشاشونو در آوردن از بس که بوی جوراب میده .خندهبه خاطر همین بو ، بردن آن در هواپیما و هتل ممنوع شده و جریمه دارد  .(البته من نخوردما ،فقط اینجور که تو کتاب گفته بودن گفتم!!!) ، اما از نظر مزه،اگه تونستی از بوش بگذری،شیرین و آبداره و خوردن زیاد آن اعتیاد آوره ،حالا اگه دوست داری بخور. این میوه حاوی مقدار بالایی از قند،ویتامین،پتاسیم،اسید آمینه است و منبع خوبی از چربی ،کربوهیدراتها ،پروتئین می باشد. در مالزی از جوشانده برگ و ریشه آن به عنوان تب بر استفاده می شود.

ادامه نوشته

آقای مهندس احمدی فرستادن

حافظ

اگر آن ترکِ شیرازی بدست آرد دلِ ما را

به خالِ هندویش بخشم ، سمرقند و بخارا را

صایب تبریزی

هرآنکس چیز میبخشد ، زجان خویش میبخشد

نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خالِ هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

شهریار

هرآنکس چیز میبخشد ، بسانِ مرد میبخشد

نه چون صایب که میبخشد سرو دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاکِ گور میبخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دلِ ما را

به خالِ هندویش بخشم تمامِ روح و اجزا را

 

یاری

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دلِ ما را

به خورشید و فلک سایم ، ازین عزت ، کفِ پا را

روان و روحِ ما همه از دولت شاه است

من مفلس کی ام چیزی ببخشم خال زیبا را

اگر استادِ ما محو جمال یار می بودی

از آنِ خود نمی خواندی تمامِ روح و اجزا را

؟؟؟

کلام و دردِ حافظ سخاوت یا خساست نیست

نخواندی بیت دیگر را که فرموده شمایان را ؟

" زعشقِ ناتمامِ ما ، جمال یار مستغنی است

به آب و رنگ و خال و خط ، چه حاجت روی زیبا را "

رند تبریزی

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

بهایش هم بباید ، " او" ببخشد کل دنیا را

مگر من مغز خر خوردم در این آشفته بازاری

که " او " دل را بدست آرد ، ببخشم " من " بخارا را ؟

نه چون صایب ببخشم من سر و دست و تن و پا را

و نه چون شهریارانم ببخشم روح و اجزا را

که این دل در وجودِ ما خدا داند که می ارزد

هزاران ترک شیراز و هزاران عشق زیبا را

ولی گر ترک شیرازی دهد دل را بدست ما

در آن دم نیز شاید ما ییخشیمش بخارا را

که ما ترکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون ما

به " تبریزی " همه بخشند سمرقند و بخارا را

 

لمروز نه روز پدره نه مادر





خاطره....

به نام همیشه ی نزدیک

سلام

جناب مهندس صدیق پیشنهاد خوبی دادن.گفتم مطرح ترش کنم بچه ها همکاری کتن.. ایشون قول دادن به بهترین خاطره ها جایزه بدن... حالا هرکی جایزه میخواد خاطره تعریف کنه... بعدا آدرس پستی شخص برنده رو ازش میگیریم( برا ارسال جایزه)

داور: جناب مهندس صدیق

معرفی یکی از مشاهیر باغبانی

پروفسور اسماعیل فلاحی:         

پروفسور اسماعیل فلاحی استاد دانشگاه آیداهو و نائب رئیس انجمن علوم باغبانی امریکاست و در بسیاری از سایت ها و مراجع لقب  "دکتر میوه ها"  را به او داده اند. ایشان با ابداع روشهای نوین باغبانی، انقلابی در پرورش میوه در سراسر دنیا ایجاد کرده است.  وی به همراه همسر(بهار فلاحی) و خانواده اش، چند سال پس از فارغ التحصیلی رشته مهندسی علوم باغبانی از دانشگاه "جندی شاپور(شهید چمران فعلی)" راهی آمریکا شد و زیرنظر بهترین اساتید دنیا از جمله پروفسور "وست وود" مدرک دکتری خود را دریافت کرد. او پس از این امر به عنوان استاد دانشگاه آیداهو انتخاب شد. به دلیل خدمات او به ایالت ایداهو، روز تولد این استاد را به عنوان "روز پروفسور فلاحی" نامیدند.

اینم ایمیلش :               efallahi@uidaho.edu

سلام به همه

یادمون رفت 10 تیر سالروز راه اندازی وبلاگمون رو گرامی بداریم . 12 روز ازش گذشته... یادش بخیر چه زود 1 سال گذشت..امیدوارم سال دیگه یادمون نره... تولدش مبارک.


توصیه های مهندس احمدی

معروف است که پزشکان به کسانی که از درد مفاصل رنج می‌برند، داشتن یک دست‌بند مسی را توصیه می‌کنند و دلیل این امر را هم کمبود یون‌های مسی در خون ذکر می‌کنند که با تماس دست‌بندهای مسی با پوست بخشی از این کمبود جبران شده و از درد مفاصل کاسته می‌شود. ازسوی دیگر محققین، یکی از علت‌های بروز بیماری آلزیمر را رسوب یون‌های آلومینیوم در مغز عنوان می‌کنند. تا چند دهه پیش، مردم کشور ما رسم داشتند برای پخت غذا مخصوصاً خورشت و آش از قابلمه‌های مسی استفاده می‌کردند و یک کفگیر آهنی داشتند به نام حسوم که موقع پخت غذا دائم درون آن قرار می‌گرفت ... هیچ‌کس نمی‌دانست چرا باید این کفگیر درون قابلمه مسی قرار بگیرد، فقط می‌دانستند برای پخت غذا خیلی لازم می‌باشد. داستان از این قراره که بدن (مخصوصاً مغز) برای سلامت و نشاط و کنترل اسیدلاکتیک و کورتیزول به ٦ میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن. کمبود یون مس باعث میشه شما دائم احساس رخوت و خواب آلودگی و کسالت کنید و مدام دهن‌دره کنید. در ضمن هیچ کارخانه داروئی نمی‌تونه از یون یک عنصر برای شما قرص تهیه کنه ... و اونی که مثلاً به اسم قرص آهن به خورد شما می‌دهند شامل مولکول آهن هستش که برای بدن هیچ کاربردی نداره. ولی تا این جا بدونید که غذا موقع پخت در درون قابلمه مسی، از یون آزاد شده این ظرف استفاده می‌کند و در بدن شما فوق‌العاده احساس نشاط و انرژی ایجاد می‌‌کنه دیگه از اون دهن‌درگی و خمیازه و کسالت خبری نیست و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی میشود. ولی یک دفعه توی دهه ٥٠ از این نون خشکی‌ها اومدند و داد می‌زدند (قابلمه مسی ....... کفگیر آهنی خریداریم ....) و با یک قیمت مناسب این قابلمه‌ها را خریدند و به جاش قابلمه آلمینیومی می‌دادند که بهش می‌گفتند روحی. هیچکس توی اون دهه نفهمید این همه قابلمه مسی کجا قراره بره؟ بعدش هم که الان ظرف‌های استیل و تفلون و این مزخرفات اومده که مدعی هستند غذا توش زود می‌پزه و به کف ظرف نمی‌چسبه. ولی مردم ما خبر ندارند که همین یون‌های مضر در این ظروف عامل سرطان هستند و به راحتی یون سرب و آلمینیوم و ... می‌تونند در جا، یک کودک ٦ ماهه را ظرف یک سال به بیماری‌های کمبود خونی و سرطان و یک فرد بزرگسال را در طی ٥ سال به بیماری‌های کبدی و خونی و طحال دچار کند و بعدش هم سرطان. من به همه دوستان پیشنهاد می‌کنم حتماً برای پخت غذا (مخصوصاً غذاهای آبکی) از قابلمه مسی و کفگیر آهنی استفاده کنند. حداقل برای یک بار هم شده تا ظرف سه روز اثر آن را روی بدن خودتون ببینید. حالا جالبه توی شمال ایران موقع پخت خورشت (مخصوصاً فسنجون) یک تیکه آهن یا نعل اسب می‌اندازند وسط خورشت تا حسابی رنگ بگیره ... این کار باعث آزاد شدن یون‌های آهن و سلامتی بدن می‌شود. اگر دقت کنید مردم مازندران و گیلان تقریباً در حد صفر دچار بیماری‌های خونی و سرطان خون می‌شوند. لطفا براي ارتقا سلامتي جامعه اين پيام را به اشتراک بگذارید شايد گام كوچكي در اين راه باشد و فرهنگ مصرف مان اصلاح گردد

ممنون خانم صنوبری.....................

بچه ها این دیگه کلا ته بدشانسیه
 
 
عکس های خنده دار و دیدنی آخر هفته (54)  www.taknaz.ir
 
 
این یکی احتمالا از خلاقیتا ی دانشجویی
 

یک پیشنهاد جالب برای بالا سری ها

سلام

بچه ها این بحث خلیج فارس و خلیج عرب هم داستانی شده برا خودش!!!!!

امروز داخل یکی از سایت ها یه پیشنهاد جالبی داده بودن گفته بودن که چرا مسئولین اسم خیابان ظفر را که سفارت امارات اونجاست ، به خیابان خلیج فارس عوض نمی کنند تا اماراتی ها مجبور بشن برای آدرس سفارتشون از این اسم استفاده کنند؟

در ضمن یک بخشنامه هم به پست بدن که هر نامه ای هم که به این آدرس ارسال شد اگه اسم خلیج فارس و نگفته بود با ذکر علت به فرستنده ارجاع بدن.

به نظرم برای کل کل کردن با عربا ، پیشنهاده بدی هم نیست.

گفته بودن این و انتشار بدین شاید به گوش مسئولین برسه که منم انتشار دادم!!

ماه عسل...


خدایا مدد کن چترهای گناه را در باران رحمتت بسته نگه داریم...

...... چترها را باید بست ، زیر باران باید رفت ...

ماه رمضانتون پربرکت

شروع به سبک صفرپور

به نظر شما خوشبختی چنه؟
ما به خیالمان می رسد که زندگی ،همان زندگی دلخواه ،موقعی شروع می شود که موانعی که سر راهمان هستند کنار بروند
،کاری که باید تمام کنیم 
زمانی که باید برای کاری صرف کنیم
بدهی هایی که باید پرداخت کنیم
بعد از آن زندگی ما لذت بخش و زیبا می شود!! ولی در واقع
خوشبختی خود همین جاده است
پس بیایید از هر لحظه لذت ببریم
برای آغاز یک زندگی شاد و سعادتمند لازم نیست که در انتظار بنشینیم
در انتظار فارغ لتحصیلی ،بازگشت به دانشگاه ،کاهش وزن افزایش وزن
شروع به کار ،ازدواج ،شروع تعطیلات ، صبح جمعه
در انتظار خرید یک ماشین 
بهار ، تابستان ، پاییز ، زمستان
.........
بعد از آنکه همه این ها را تجربه کردیم ، تازه میفهمیم که زندگی همین چیزهایی است که ما آن ها را موانع می شناسیم
این بصیرت به ما یاری می دهد تا دریابیم که جاده ای به سوی خوشبختی وجود ندارد و خوشبختی خود همین جاده است
خوشبختی یک سفر است نه یک مقصد
هیچ زمانی بهتر از همین لحظه برای شاد بودن نیست
زندگی کنیم و از حال لذت ببریم

بازم سلام...

سلام بر همه . امیدوارم هرجا و در هر شرایطی هستین روزگارتون نقره ای باشه ...ولی نه آبی بهتره.

قبل از همه چی وظیفه میدونم از آقای مهندس صدیق ومهندس اسدی و مهندسین گرامی شیلاتی که هوای اهالی باغ مارو دارن تشکر کنم و بهشون خوش آمد بگم....

راستش گاهی وقتا جلوی بعضی اتفاقات رو نمیشه گرفت و یا شاید ما کوتاهی میکنیم. پس عذر تقصیر ما رو بپذیرید.

حقیقتا هدف ما از ایجاد وبلاگ چیزی جز جمع کردن بچه ها دور هم نبوده و نیست . وبلاگ هم متعلق به من نوعی یا هیچ شخص خاصی نبوده و نیست. بلکه متعلق به اوناییه که نظر میدن و سر میزنن.اما به ما هم حق بدین که راضی نگه داشتن آدمای متفاوت( از نظر رفتاری و فرهنگی) کار سختیه.بهر حال ما باید دل همه رو به دست بیاریم و مواظب باشیم کسی هم نرنجه و این آسون نیست... علی ایحال اگر کوتاهی بوده به بزرگی خودتون مارو ببخشید.

دوستان پیشنهاد همکاری کردن اهالی رو داده بودن  .البته ماقبلا 2 تا ایمیل در اختیار دوستان گذاشته بودیم ولی فقط 4 یا 5 نفر مطلب میفرستادن. در هر صورت منتظر مطالب شما از هر مقوله ای هستیم و خوشحال میشیم.

من از طرف اهالی باغ از مهندس برون به خاطرهمه ی زحماتشون تشکر میکنم و امیدوارم زندگی به کامشون باشه..

 و در آخر:

زندگی ما به هیچ بنده و فرصت با هم بودن خیلی خیلی محدوده...حیف نیست اینجوری بگذره....؟؟

تو زندگی گاهی وقتا لازمه  کور شد و ندید ، گاهی وقتا کر و گاهی وقتا لال... عذر میخوام گاهی مواقع هم لازمه آدم خودشو به اون راه  بزنه و بقول معروف ....... گاهی وقتا نفهمیدن اوج فهمیدنه....


ارسالی از مهندس احمدی

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است،`
سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. 
وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
 
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند.
اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست.
او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد. 
در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.
دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. 
به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند،
و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛
مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.
 
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.
و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند،
و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی آن یکی میز مانده است.
 
توضیح پائولو کوئلیو:
من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند.
داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.
چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛
مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است،
در حالی که آفریقاییِ دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد، و هم‌زمان می‌اندیشید: «این اروپایی‌ها عجب خُل‌هایی هستند

به یاد سفر آخر

یاد آخرین سفری که با دوستان رفتیم.

ماشین مهندس حسنزاده هم جلو خونه ما مصدوم ! شد ،مهندس امیدوارم خرجت زیاد نبوده باشه.

بهلول...

میگن یه روز بهلول داشت مردم رو موعظه میکرد..یهو  سکوت کرد و بعد با صدای رسایی گفت:ایها الناس، خدا را شاکر باشید که به شتر بال و پر نداد و گرنه،از آسمان فرود می آمد و خانه بر سرمان ویرانه میکرد..


حکایت بعضی آدما ، حکایت همون شتر بی بال و پره.......


معامله...


خواهر روحانی در کلاس مدرسه مقابل دانش آموزان نوجوان، ایستاده بود. او در حالی که یک سکه یک دلاری نقره در دستش بود گفت: به دختر یا پسری که بتواند نام بزرگترین مردی را که در این دنیا زیسته است بگوید، این یک دلاری را جایزه می دهم.
یک پسر خردسال ایتالیایی گفت: منظورتان میکل آنژ نیست؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، میکل آنژ یک هنرمند برجسته به حساب می آید، لکن بزرگترین مردی که دنیا به خود دیده نیست.
یک دختر خردسال یونانی گفت: آیا ارسطو بود؟
خواهر روحانی جواب داد: خیر، ارسطو یک متفکر بزرگ و پدر علم منطق بود اما بزرگترین مردی که در دنیا زندگی می کرده، محسوب نمی شود.
بالاخره یک پسر خردسال یهودی گفت: می دانم چه کسی است، او عیسی مسیح است.
خواهر روحانی جواب داد صحیح است و یک دلاری را به او داد.
خواهر روحانی که از جواب پسربچه یهودی قدری شگفت زده شده بود، در زنگ تفریح او را در زمین ورزش یافت و از او پرسید: آیا واقعا اعتقاد داری که عیسی مسیح بزرگترین مردی است که دنیا به خود دیده ؟
پسربچه جواب داد: البته نه، هر کسی می داند که بزرگترین مرد موسی بود. اما معامله شوخی بردار نیست!

حج

سلام 

دل خوش از آنیم که حج میرویم

غافل از آنیم که کج میرویم

حتما این قضیه رو شنیده اید که ما ایرانیا سالانه چقدر هزینه سفر به حج میکنیم ،و چرا میریم حج باعث خروج ارز از کشور میشیم.

ولی یه سوال، آیا ما مردم جای دیگه ای ارز از کشور خارج نمیکنیم که فقط اینو میبینین؟

آیا ما مردم (نه حکومت )هیچ اصراف اقتصادی ای نداریم؟

چرا کسی حساب نمیکنه که ما ایرانیا سالانه چقدر میریم مثلا آمریکا؟

خوب با یه حساب و حدس سر انگشتی ،به نظرتون کدوم سفرها بیشتر به ضرر کشور هستن؟

به این ترتیب :

آدمایی که معمولا به امریکا سفر میکنند ،پول دارتر هستند یا اون آدمایی که معمولا به حج میرن(منظورم اینه که کدومشون معمولا ارز بیشتری رو از کشور خارج میکنند). دوما چقدر اونهایی که میرن امریکا یا اروپا برای علم و ... میرن و چقدر صرفا برای تفریح و کارهای نه چندان حیاتی میرن اروپا یا امریکا؟


خوب پس چرا همه تفریح و گردش و درست میدونن و پول خرج کردن براش خیلی عال و متمدنانه هست ولی پول خرج سفر حج کردن اته !!

سوما ،ساده ترین اثر سفر به کشورهای خارجی ،ایجاد رابطه و احساس نزدیکی و دوستی هست.به قول شریعتی جنگها بین افرادی هستند که همدیگه رو میشناسن(سران جوامع) و با هم نمیجنگن و افرادی که همدیگه رو نمیشناسن ولی با هم میجنگن(ما مردم بدبخت).


این سفر حج اگر خوب و با قصد حج(نه تفریح یا کلاس مذهبی گذاشتن) انجام بشه ،باعث میشه مسلمونها از هر کشور و قومی بیشتر همدیگه رو بشناسن و با هم نجنگن.(با توجه به جمله بالای شریعتی فرض کنید گروه دوم هم همدیگه رو درست بشناسن)
جدیدا مد شده به هرچی اسم مذهب داره فحش بدن ،فکر میکنن روشنفکر شدن!!
توصیه میکنم فیلم مالکم ایکس ،با بازی دنزل واشنگتون رو ببینید تا نظرم رو بیشتر درک کنید.
البته نباید از نظر دور داشت که مثلا در کشوری مثل مالزی که مث ایران مردم زیادی رو سالانه به حج میفرسته ،سیاست های اقتصادی جالبی رو دارند که هر بچه ای که به دنیا میاد ،براش یه حساب باز میکنن ،خانواده ماهی نزدیک 1000 تومن(نیم دلار سابق) میریزن توش ،که یه سرمایه هست برا دولت که هر جون 18 ساله مالزیایی بتونه با اون حساب بره حج.نه وقتی 70 سالش شد بتونه بره حج ،هم حج رفتن مد نشه بین پیرمردا!!.
در آخر یه جمله از ارد بزرگ :
اگر مردمتان از شما چیزی خواستند که مخالفش بودید،آن را به آنها بدهید ولی آفت آن را هم به آنها بدهید ،پس از مدتی خودشان از آن چیز متنفر و زده میشوند.
آفت اسلام خشونت ،سطحی نگری و ریا  است.
meitham ,only for you!!

نیمه شعبان