اما زندگی

کاش یه وقتی که آدم دلش گرفته درس و دانشگاه و زندگی چند روز لااقل یه روز وقت استراحت(!! time out) بهت میدادن.ولی رحم و مروت زندگی این طوریه.

بزرگی میگه : زندگی را نشناختم مگر در شکستن آرزوهای دور و دراز.

خدایا به حکمتت به اندازه های دستان مادرم در خیابان های شلوغ ایمان دارم (خودم!)

یه سایت برا دانلود رایگان کتابای علمی :

www.bookfi.org

خودم کتاب ژنتیک ملکولی واتسون(همون کاشف شکل DNA) رو ازش گرفتم.کتاب رفرنسمونه.

www.freepapers.ir

اینم لینک دانلود مقالات ساینس دایرکته ،که احتمال داره بشناسیدش.

اگر محدودیت دانلودش تموم شد هم با اینترنت گوشی وصل بشید باز میشه دانلود کنید.

و :

http://ezproxy2.apus.edu/login

1058813

evin#23

اینم یه لینک خوب و سریع برای دانلود از ساینس دایرکت ،البته بعضیا رو اینم نمیتونه بگیره.

particularly for mohamad asadi

افسوس

حرفهایی هست برای گفتن

که اگر گوشی هم نبود نمیگفتم

و...

حرفهایی هست برای نگفتن

حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرو نمی آورند

خانم مهندس جوکاری


با تاسف فراوان درگذشت پدربزرگتون رو تسلیت عرض می کنیم

و از خداوند بزرگ برای ایشون آمرزش و آرامش طلب می کنیم

ما رو در غم خودتون شریک بدونید.


روحشون شاد

گلادیاتور

*امپراتور : از مرگ میترسی ؟

گلادیاتور : وقتی راه فراری ندارم ،تنها بهش لبخند میزنم*

نمیدونم چرا خدا آدمای بزرگ رو همیشه مچل آدمای حقیر میکنه.

چرا باید راسل کرو رو یه امپراتور ضعیف و حقیر بکشه؟

چرا باید قرآن ناطق رو یه عرب خشک مذهبی بد فهم زن پرست بکشه؟

چرا باید چهار تا کینه ای (به قول خودش تمیز در تاقچه نشین) به شریعتی بگن کافر ؟

چرا و چرا و چرا چرا؟

زندان کجاست؟!

آدم گاهی گم می کند کجا زندان است و کجا نیست . گاهی در را هم که پیدا می کنی، دیگر نمی فهمی بیرون کدوم ور است و داخل کدوم ور. زندان گاهی بندی است که به دلت بسته . زندان گاهی بزرگ است، آنقدر بزرگ که هر دری را می بلعد و هر راه فرار را . زندان گاهی یعنی زندگی گاهی آدم به زندگی عادت میکند. گاهی آزادی یعنی همین که انفرادیت تمام شود.


هه هه!

فاصله هر چقدر هم کم و کوچیک باشه ....بازم بزرگه ،به دکمه اسپیس روی کیبوردت نگاه کن.....!!

سلام، اینم از اون جمله های.....

فقط خواستم یه چیزی گفته باشم!


حسادت

معروفه که زن اسکندر مقدونی بخاطر حسادت و ... زیر گوش شوهرش میخونه بعد فتح ایران تخت جمشید رو آتیش بزن.

کاش شعور این خانم میرسید که حسادتش باعث لگدمال شدن آرمان و آرزوی چقدر آدم بیگناه میشه.

کاش لحظه ای وجدانش بهش میگفت حسادتش خون هزاران دختر بچه و پسر بچه رو مث آب پرتقال میریزه

کاش قلب سیاه و حیوانیش و یا مغز کوچک و بی ارزشش لحظه ای کار میکرد و میفهمید من بیست و خورده ای عمر کردم نهایت چهل سال دیگه منم میمیرم ،الانم ماها اصلا نمیدونیم همچین کسی بوده یا نه.

نتیجه اخلاقی: از دوستان محترم حسود و احیانا عنودان بدگهر! خواهشمندم قبل از اینکه کاری بکنن لحظه ای فکر کنن که بخاطر حسادت، به آدمایی که اصلا کاری بهم نداشتن کاری نداشته باشم.

بهر یک جرعه که آزار کسش در پی نیست

زحمتی میکشم از مردم نادان که مپرس

سلام دوستان گل.. ایشون فاطمه خانم خواهر زاده خانم افرند هستن.. 4 بهمن از صب تا عصر در خدمتشون بودیم... فوق العاده خوش بیان و شیرین بودن و نکته گیر.. و خیلی حساس و زود رنج... برا منم یه نقاشی خوشگل یادگاری کشیدن.

اینم دریای مواج و زیبای خلیج همیشه فارس.

یه بنده خدایی یه کتاب بهم هدیه داد که هیچوقت سوادم قد نداد بخونمش! چون متنش و هم فهمش خیلی سخت بود، ولی تونستم مقدمه شو بخونم!(ضمن عرض خسته نباشید به خودم).خلاصه این که کمی بعد ترجمه مترجم کتاب سکته مغزی میکنه و مقدمه رو در حالت بیماری در بیمارستان و چند روز قبل از مرگش می نویسه. در این مورد بزرگ علوی گفته: یه جای مقدمه مرحوم مینویی یه واو (دقیقا یه واو) اضافه گذاشته و من مطمئن هستم اینجا ایشون از شدت بیماری این حرف رو گذاشته! و الا ایشون هرگز همچین اشتباهی نمیکنن!

یعنی طرف انقدر دستور زبان فارسی براش مهم بوده که حتی در این شرایط سخت هم انقدر دقت میکنه. پس خوبه ما هم یکم دقت مون رو مبذول بداریم! که غلطهای املایی و نگارشیمون انقدر زیاد نباشه.

جهت اطلاع از دقت ما به زبان و ادبیاتمون، شعر سعدی رو روی پنج هزاری اشتباه نوشتن!

بنی آدم اعضای یکدیگرند اشتباهه(یه غلط رایجه که میگیم)

بنی آدم اعضای یک پیکرند!!

نمیدونم چی بگم! دوستم فرستاده شما نظرتون چیه؟

شیعیان علی (ع)توجه کنید

اگر مولایتان را دوست دارید ونمیخواهید روز قیامت شرمسار اهل بیت شوید منتشر کنید:..........از آنجایی که وهابیان ودشمنان علی (ع)از ایشان نفرت دارند کلمات و اصطلاحتی را در فرهنگ ما مد کرده اند که متاسفانه خود ما در رسیدگی به این  اهداف بیشتر به آنان کمک کرده ایماز جمله این اصطلاحات دو اصطلاح «علی چپ»و«غضنفر» است ......آنان راه علی(ع) که راه درست ومستقیم وصراط مستقیم است  .چپ. می دانند و« کوچه علی چپ» را به معنای جهل ونادانی وگمراهی و...مد کرد هاند وما متاسفانه آنرا بدون آنکه خود بدانیم استفاده میکنیم ...وو اما «غضنفر» مهم ترین لقب علی (ع)که به معنای شیر شجاع وقوی میباشد و علی (ع)به علت شجاعتش مردم ایشان را به این لقب میشناختند ......الآن متاسفانه به جای انسان نادان وجاهل ونفهم وبه زبان خودمانی «خنگول» از واژه غضنفر استفاده می کنند....

چه بر سر ما آمده ؟؟؟؟

چرا بصیرت نداریم؟؟؟؟؟

و یک نفوذ عمیق دیگر وهابی ها که شاید تا صدها سال جبران نشود .............آیا تا بحال به این فکر کرده ایم که چرا بیشتر جک ها ولطیفه ها را به اقوام ترک ولر نسبت میدهند ؟؟؟؟چرا از اقوام کرد وبلوچ جک وجود ندارد؟؟؟؟؟چون ترک ها ولرها شیعه هستند!!!

آیا تا بحال به این فکر کرده اید که اگر بجای واژه ی » غضنفر «که لقب مولایمان است چرا واژه« فارق »که لقب خلیفه دوم اهل تسنن است استفاده نمیشود؟ ؟؟؟؟.................حدس بزنید!!اگر ندانسته آنان را در رسیدگی به هدفشان یار ی میکرده ایم اکنون آگاه شدیم...آیا وقت آن نرسیده آگاه شویم وما شیعیان نیز با هم متحد ویکدل شویم!؟؟؟اگر شیعه علی هستی  بفرست برای تمام شیعیان.

دوستان مطلبم صرفا نقل قول هست تازه خیلیش رو سانسور نمودم! که به مذاهب و ... بی احترامی نشه.

سلام به همگی....

گفتم تولد.... یه چی یادم افتاد... اتفاق جالبی نبود ولی تا آخر عمر تو ذهنم میمونه...

روز تولدم داشتم تلفنی با خانم خاکپور صحبت میکردم و خلاصه گرم صحبت بودیم که.......


( یه دختر همسایه داریم تازه جشن تکلیف گرفتن براش و بقولی به سن تکلیف رسیده... دختر ناآروم و بقولی شیطون و شاید میشه گفت فضولیه... منم اصلا میونه ی خوبی با دختر کوچیک ندارم برخلاف رابطه ی خوبم با آقا کوچولوها... البته  کلا با آقایون بیشتر سازگارم.....

خلاصه هیچوقت با این زهرا خانم راه نمیام اونم به تبع رفتار من با من راه نمیاد.... کلا در صدد اذیت کردن منه.... اون روز که تو حیاط سرگرم گپ زدن بودم دیدم دورم در رفته هی یه ریز دستم رو میگیره و هی خودشو آویزون من میکرد....  یه 5 دقیقه ای دور ما پلکید و ما هم با غضب  نیگاش می کردیم... یه آن احساس کردم دستش تو جیب منه منم دستشو با غضب از تو جیبم در آوردم و پرت کردم بیرون.... تازه جای خراش ناخنام رو دستشم احساس کردم... خلاصه دیگه دست از سر من برداشت...

گپ ما نیم ساعتی طول کشید. و اونم دیگه رفته بود.. تو اتاق داشتم با  مامانم حرف میزدم حس کردم یه پلاستیکی تو جیبمه... یعنی صداش میومد. فک کردم صب چیزی خوردم اضافاتش تو جیبمه... در آوردم دیدم یه روان نویس خوشگله.... هر چی فک میکردم از کجا اومده مخم نمیکشید .. برامم آشنا نبود... خلاصه یاد زهرا افتادم... برام کادو تولد آورده بود....

کلی از خودم خجالت کشیدم.... اینو جدی میگم.... 

داوری این موضوع آزاده... هرچی میخواین بهم بگین...

جون دی بواتون کمک کنید

دوستان عزیز اگه کسی بیاد تو وبلاگ میگه اینجا صفحه شخصیه منه نه وبلاگ کلاسی!

منم حوصله م سر رفته بسکه تفکرات شخصیم رو نوشتم اینجا

یه مطلبی یه چیزی بفرستید برا من یا خانم مهندس نوایی که بزنیم تو وبلاگ


pain

میگن وقتی ظلمی اتفاق می افته ،2 نفر آسیب میبینن ،اول اونی که بیشتر آسیب میبینه و ما اصطلاحا بهش میگیم ظالم و دوم اونی که بهش میگیم مظلوم.

گاهی هیچکدوم از طرفین نمیدونن داره بهشون ظلم میشه.

دارم دو بیتی میگم! چون حالم خوب نیست.

امشب رفتم بیرون جای دوستان خالی از پارک پرندگان تا روبه رو مجسمه رفیق مهندس طاهری(رییس علی) پیاده اومدم.هوا هم خیلی خوب بود.فقط...

یکم جلو تر از من یه ماشین سفید نه چندان با کلاس در مجاورت دوتا از دختران محترم مملکت چند لحظاتی ایستاد و دست آخر سوار شدن!(اولا به من چه!)

احساس بدی بهم دست داد

بحت دین بحث تعصب بحث هیچی نیست

ارزش یه آدم(حالا دختر یا پسر) ده دقیقه سوار یه ماشین شدنه؟


خواب ترسناک

این داستان خیلی ساله باعث اذیت و ناراحتی من شده! شما هم بخونید!

داستان :

کلی وقت پیشا یه شاهزاده خانم اروپایی که خیلی به بدخلقی معروف بوده و همه ملت از دست بی ادبی و ... اذیت میشدن در این کره آبی زندگی میکرد که از خرس هم خیلی میترسید.

یه روز ایشون رو برا گردش میبرن توی جنگل ،از اتفاق گم میشه و تا شب هم راهشو پیدا نمیکنه ،مجبور میشه شب تنها تو جنگل تنها بخوابه ،در حالی که میترسید خرس ها بیان سراغش.فردا که بیدار میشه میبینه خودش شده خرس ،حالا چطوری فرار کنه؟

(در ادبیات اون کشور خرس نماد بد خلقیه)

ما از چی بدمون میاد؟

نکنه خودمون همون چیزها رو داشته باشیم؟

 که اونوقت وقتی اعمال تجسم پیدا کنن حسابی ....

یه روز یه بنده خدایی پرید تو حرف یکی دیگه بهش گفتم تو اگه رییس جمهور میشدی میشدی یکی مث رضاخان چون هم تو و رضا! آزادی دیگران رو محترم نمیدونید فقط اون یه کاره ای شد تو نشدی.

دقیقا دیدم آدمایی که ذره ای برا آزادی و شخصیت دیگران ارزشی قایل نیستن مثلا میگن فلان رییس جمهور این طور و....

یکی نیست بگه بابا تو خودتو نگاه کن بعد به دیگران گیر بده.

آدمای ضعیف عیب های خودشون رو پشت عیب دیگران پنهان میکنن.ما مجبور هستیم یه روز با واقعیت ها وربرو بشیم.

ساعت 3و 56 دقیقه بامداد روز سه شنبه 30 دی ماه 1392 خورشیدی.