خاطره

تا حالا پیش آمده یک اتفاق ساده که در گذشته براتون افتاده، خاطره انگیز و جذاب بشه؟
بخاطر دوستی که در اون خاطره هست، زمان خاص آن خاطره، مثلا شب امتحان یا شب کنکور یا....روز های بعد از کنکور
قطعا برای شما هم این لحظات کم نیستن ،
مثلا مطمئن هستم آ.صفرپور اون کنسرو بادمجون شب امتحان گیاهشناسی یادش هست!
یا آ.الهی تا صبح بیرون موندن دوشب قبل امتحان سیستماتیک و گیاهان دارویی و....!!! حتما یادش هست!
یا آ.طاهری خاطرات این امتحان آخر کزایی اصلاح وبذرگیری رو که دیگه قطعا یادش هست!
یا آ.ترکی شبای ترم آخر که میومد خوابگاه......
یا همه ی بچه ها حتما تجمع دانشجو ها روبروی گروه شیلات و جلوی سالن آمفی قبل امتحان ها رو حتما یادمون هست !استرس و نگرانی و .....
خودمم اینکه یه ترم طول کشید تا بفهمم در سالن رو اگه آروم نبندم خودش آروم بسته نمیشه ! و صدای بسته شدن در فلزی سالن اعصاب همه بچه های داخل سالن رو خورد میکنه! اینم یادم نمیره!
یکم از اینکه همیشه سعی کردم تو عکس نباشم دلگیرم ولی خوبه که همه هستن جز خودم .
اینکه همه باشن جز خودمون ،بهتر از اینه که هیچکس نباشه جز خودمون....
برای همه برادر هایی که تو عکس بالا هستن آرزوی خوشحالی و شادی میکنم .
حالا که گذشته و به قولی گرد خاطرات رو این اتفاقا نشسته ،ناراحتی ها و دلخوری ها و نتیجه بد و خوب بعضی کارا و ..... هیچکدوم یادم نیست که البته شاید خیلیشون مهم باشن ، ولی یک چیز هیچ وقت یادم نمیره.....
اون صمیمیت بین خودمون بود که مونده .
در کمال تعجب انگار یه درخت کلا پوسیده ولی برگ های سبزش بیخیال همه چی سرجاشون هستن ،این خاطره های خوابگاه و دانشکده هم بیخیال فارغ التحصیلی سر جاشون موندن.
خاطراتتون همیشه سبز