مهتاب خانم
چند روز پیش تو مینی بوس بودم کنارم یه دختر کوچولوی خیلی بامزه به نام مهتاب خانم نشسته بود... مامانش هم ناشنوا بود و هم لال... در عوض خدا دختر به این خوبی رو بهش داده بود.. راجع به هر چی تو ذهنش بود ازم سوال پرسید.. راستش سوالاش فوق العاده فلسفی بود و سخت....
حرفای قشنگ و دلنشینی میزد...
میگفت: خاله، خدا همه جا هست .مگه نه؟ خدا تو صندلی مینی بوسم هست...خدا تو دیوارم هست...اگه ما توپ رو تند بزنیم تو دیوار ، خدا دردش میگیره؟؟
میگفت: خاله، فحش دادن خیلی کار بدیه... شیطون هم خیلی سیاه و زشت و بده.... اونوقت اگه ما به شیطون فحش بدیم خدا ما رو میبره تو آتیش جهنم؟؟
من سعی کردم اول نظر خودشو در مورد سوالاش بپرسم .. بعدم بچه گونه قانعش کردم..
شما اگه جای من بودین، جواب سوالاش رو چطوری میدادین؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:55 توسط خانم نوایی لقب
|