میخوام شعری از جناب آقای مهندس صفرپور با تخلص "واحد" رو براتون بنویسم

توضیحات: این شعر با الهام از یکی از غزلیات حافظ علیه الرحمه با مطلع زیر سروده شده........

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟       پیش پایی به چراغ تو ببینم ،چه شود؟ 

          .................... انتظار....................

در دل غم زده مهر تو گزینم چه شود؟

یار لیلی سرشت من،مهر جهان نما تویی

همچو مجنون به رهت گر بنشینم چه شود؟

در فراق رخ تو ای صنم چهره پری

عمر خود به سر برم، تا که ببینم چه شود

شهره ی شهرشدم از غم هجران تو، من

گر فتد در طلبت، رخنه به دینم چه شود؟

نظری فکن ز روی رحم به من

من محنت زده گر با تو نشینم چه شود؟

یا رب امید به احسان تو،" واحد" دارد

گر دهی جای به فردوس برینم چه شود؟