بعضی وقتا.....
بعضی وقتا دلم میخواد از همه چیز و همه کس و همه جا بنویسم ،تا انجاییکه هیچی تو دلم نمونه
اما وقتی فکر می کنم متوجه میشم بعضی وقتها بعضی چیزها رو نباید گفت و یا نوشت ،بهتره پیش خودت بمونن !
بعضی وقتها باید خیلی چیزها رو در خودت بکشی در حالیکه با واژه کشتن بیگانه ای
بعضی وقتها نباید بگی :”دلت تنگ شده “، بلکه باید بگی : “خیلی هم خوشحالی”
بعضی وقتها نباید دوست بداری و بعضی وقتها باید از خودت بگذری
بعضی وقتها باید تنها باشی و بعضی وقتهام باید از تنهایی فرار کنی
بعضی وقتها اونقدر دل میبندی و بعضی وقتها اونقدر باید دل بکنی که هردو صورتش برات سخته
بعضی وقتها دستت می اندازند غافل از اینکه خودشون دست اندازند
بعضی وقتها نمیخوای باور کنی ولی باید باور داشته باشی و برعکس بعضی وقتها باور داری اما میبینی باورهات اشتباهه !
بعضی وقتها باید همه رو بذاری کنار و بعضی وقتها باید به همه حسرت بخوری
بعضی وقتها انقدر از خودت دور میشی که یه نفر دیگه پیدات می کنه ؛
بعضی وقتها یه نفر پیدا میشه که تو رو از خودت دور میکنه
بعضی وقتها دوست داری با دنیا بازی کنی و بعضی وقتها میفهمی دنیا خیلی وقته داره با تو بازی میکنه !
بعضی وقتها انقدر محکم میشی که هیچ چیزی تکونت نمیده،اما در عوض گاهی اوقات با کوچکترین باد مثل بید میلرزی
بعضی وقتها از اینکه سرمون خیلی شلوغ میشه دلگیریم،اما گاهی اوقات وقتی دلمون گیره وسرمون خلوت،خیلی خوشحالیم
و
بعضی وقتها از همه چیز سیر میشیم و گاهی وقتها هم همه چیز داریم وسیر نمیشیم !!
یه وقتهایی بدنبال آرامش وخوشبختی میدویم و بعضی وقتها از آرامش وخوشبختی که داریم غافلیم.
خلاصه این بعضی وقتها همیشه هست..
اما کدوم یکی از ما بعضی وقتها به بعضی از این وقتها توجه کردیم !؟؟
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:7 توسط خانم نوایی لقب
|