یه بزرگی میگه روال کلی دنیا اینه که هر کارخونه ای یه ماده اولیه رو میگیره و تبدیل به  محصول میکنه.این وسط ما هم مث کارخونه هستیم که زمان ،پول سرمایه و... رو میگیریم.

باید محصول هر کارخونه از ماده اولیه گرون تر باشه ، باارزش تر باشه.حالا فرض کنید یه کارخونه آهن مرغوب بگیره آهن پاره تحویل بده ،این بده چون خلاف روال طبیعته، و رو به پیشرفت نیست.

ما هم همینطور هستیم اگر هدف زندگیمون ارزشی نداشته باشه یا مث اغلب اصلا هدفی نداشته باشیم طبیعیه آرزوی نیست شدن بکنیم چون خلاف حرک طبیعت گام برداشتیم و حالا دوست داریم از هستی به نیستی بریم.

این آرزو رو آدمای زیادی از جمله پادشاهان ظالمی اواخر عمرشون داشتن.یکی از شخصیت های معروف مذهبی که اسمشو میدونیم در صدر اسلام اواخر عمرش میگه :

کاش من علفی بودم که شتری مرا میخورد و سپس....!

ما هم وظیفه داریم تلاش کنیم و در جهت بهتر شدن گام برداریم والا قطعا ناامیدی میاد خرمون(یقه مون) رو میچسبه.