گم شدم..........
از خودمه... تحملش کنید.
من در هجوم در هم اوهام، گم شدم
در حجم ناشیانه ی اجسام، گم شدم
***
با حرفهای اسم خودم بازی ام گرفت
بین حروف مبهم ناکام ، گم شدم
***
در ازدحام موحش خاموشی و سکوت
آرام و بی بهانه و بی نام گم شدم
***
گه مشرکم،گهی پر از ایمان وغرق نور
من همچنان، میان دو ایهام گم شدم
***
دل یک طرف، صدای بم عقل یک طرف
در تنگنای عقلم و الهام گم شدم
***
هی گم شدم،شدم گم و هی گم شدم مدام
در گم شدن، دوباره چه گمنام، گم شدم
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:9 توسط خانم نوایی لقب
|